مرتضى مطهرى
107
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
غسيل الملائكه . اينها وقتى فاصلهء ميان مدينه و شام را طى كردند و به دربار يزيد رفتند و مدتى ماندند ، تازه فهميدند قضيه از چه قرار است . وقتى كه برگشتند مردم گفتند چه ديديد ؟ گفتند : اين قدر ما به شما بگوييم در مدتى كه ما در شام بوديم مىگفتيم خدايا نكند كه از آسمان به سر ما سنگ ببارد . گفتند چه خبر بود ؟ گفتند ما با خليفهاى روبرو شديم كه شراب را علنى مىخورد ، قمار مىكرد ، سگبازى مىكرد ، يوزبازى مىكرد ، ميمون بازى مىكرد ، حتى با محارم خودش هم زنا مىكرد . بعد براى اينكه ثابت كنند كه از روى حقيقت مىگفتند ، همان عبد الله بن حنظلهء غسيل الملائكه هشت پسر داشت ، رو كرد به مردم مدينه و گفت مردم مدينه ! من چيزى فهميدم ، شما قيام بكنيد يا نكنيد من قيام مىكنم و لو با همين هشت پسر خودم باشد ، و همينطور هم بود ، در قيام حرّه عليه يزيد ، اين هشت پسرش را قبل از خودش [ به ميدان ] فرستاد و شهيد شدند ، بعد خود اين مرد شهيد شد . اين عبد الله بن حنظلهء غسيل الملائكه سه سال پيش از آن ، كه ابا عبد الله از مدينه خارج مىشد ، آن روزى كه حسين مىگفت : « وَ عَلَى الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِيَتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيدَ » « 1 » ( من مىدانم اگر يزيد خلافت اسلامى را به دست بگيرد چه بر سر اسلام مىآيد ) كجا بود ؟ آن روز نبود ؛ بايد حسينى كشته بشود ، جهان اسلام تكان بخورد تا تازه آقاى عبد اللّه بن حنظلهء غسيل الملائكه و صدها نفر ديگر مثل او در مدينه و در كوفه و در جاهاى ديگر چشمهايشان را بمالند و باز كنند ، بگويند حسين حق داشت كه چنين حرفى زد . شرط سوم اينكه يك نهضت مقدس باشد اين است كه تك و فرد باشد ؛ يعنى برقى باشد كه در يك ظلمت كامل بدرخشد ، ندايى باشد در ميان سكوتها ، حركتى باشد در ميان سكونهاى مطلق ؛ يعنى در يك شرايطى كه خفقان به طور كامل حكمفرماست ، تمام مردم ديگر قدرت حرف زدن ندارند ، تاريكى مطلق ، يأس مطلق ، نااميدى مطلق ، سكوت مطلق ، سكون مطلق است ، يك مرتبه يك مرد پيدا مىشود ، اين سكوتها را مىشكند ، اين سكونها را از ميان مىبرد ، حركتى مىكند ، برقى مىشود و در ميان يك ظلمت مىدرخشد ، تازه ديگران پشت سرش راه مىافتند . آيا نهضت حسينى اينچنين بود يا نبود ؟ اينچنين بود . امام حسين چنين نهضتى كرده است . امام حسين در اين نهضت چه هدفى داشت ؟
--> ( 1 ) . اللهوف ، ص 11 .